تبليغاتX
ستاره تنهایی - سلام

ستاره تنهایی

دل نوشته های ستاره یی در کهکشان که اسمش تنهاییه

سلام

۱- سلام به همگی

۲-وقت پرواز ما از فروردین به اول اسفند افتاد بعد از دو هفته میریم هتل سفارت فنلاند اونجا کلاس داریم (درباره قوانین اونجاست) بعد هم پرواز و یک زندگی جدید...

۳-آرزو به دل موندم یک بار از ته دل بگم حالم خوبه مردم!(البته تو ابن دنیا کی میگه که من دومیش باشم!) به هر حال زندگی  درست میشه  آدم نباید نا امید باشه از این آدم هایی که میشینن آهنگ های یاس و نومیدی گوش  میدن بدم میاد خوب آدمی که افسرده شده که نباید کاری کنه بدتر شه!بد میگم؟

۴- هر چی که داره به رفتنمون نزدیک تر میشه حال من داره بدتر میشه یه احساس غریبی دارم می دونم دلم برای اینجا(آنکارا) تنگ میشه به خاطر دوستانی که اینجا دارم بعد برم اونجا دوباره از اول بیا وسایل زندگی بخر و... ولی از یه طرفه دیگه خوشحالم که میرم یه زندگیه جدیدی رو آغاز می کنم بگذریم..

۵- فکر کنم بخوام برم باید یک ماه یا دو ماهی با وبلاگ نازنینم و جیگرهای خودم خداحافظی کنم وای چه قدر سخت میشه ولی در عوض با دست پر برمی گردم و میشم بی بی سی و درباره فنلاند براتون میگم که با کشور جدیدم(ایران نفسم جای خود دارد) آشنا بشید

۶- حیف که شهری که میریم اسفند معلوم میشه لااقل می دونستم اون شهری که میرم دوستایی که اینجا داشتم اوجا هستن یا نه؟ بازم بی خیال

۷-خدارو شکر خداروشکر اون عوضی که وبلاگم رو پیدا کرده بود و مزاحم شده بود این یکی وبم رو پیدا نکرده اگه این کارو میکرد این دفعه ای میرفتم دم در خونشون جد آبادشو میاوردم جلوی چشش!(حسین به تو گفتم کی بود؟)

۸-راستی بچه ها من هر روز یه جور آپ می کنم؟ منظورم اینه که اخلاقم و حرف هام مدلش عوض میشه ؟ اگه اینجوریه بد یا خوبه؟

۹- من دیگه میرم اگه تا اینجا خوندی یه نظر بده دل مارو خوش کن خداحافظ تا بعد

+ نوشته شده در  شنبه هشتم بهمن 1384ساعت 14:19  توسط sepideh  |